موجوداتیونان

سنتور(Centaur)

سنتور

سنتور،سانتور،به فارسی نیماسب،قِنطَروس موجودی دورگه است.نصف انسان و نصف دیگر اسب.به گونه ای که سر و دست و نیم تنه بالایی انسان و نیم تنه پایینی اسب و چهار پای اسب را داراست.سنتور ها به یونان بر میگردند.آن ها به وحشیگری،هرج و مرج،شکار و تیراندازی،شهوت و مست بودن معروف اند(زیرا Dionysus خدای شراب را می پرستند).اغلب آن ها موهایی بلند دارند.سنتور ها در استتار و مخفی شدن بسیار معروف اند و بیشتر در جنگل ها و غار ها به صورت قبیله ای زندگی می کنند.در علوم نجوم و پیشگویی ماهر اند و میانه خوبی با انسان ها ندارند.

لطفا توجه داشته باشید که مطالب زیر طبق افسانه بوده و جنبه فانتزی و ماوراطبیعت دارد و خدایی جز خدای یکتا وجود ندارد

سنتور ها چگونه به وجود آمدند؟

قنطورس یا سانتور، نام اَخلاف ایکسیون، پادشاه تسالی(استانی در یونان)بود. ایکسیون به خاطر قتل پدرزنش، عذاب وجدان داشت. زئوس بر او ترحم کرد و او را به کوه المپ برد. اما ایکسیون عاشق هِرا همسر زئوس شد. زئوس از ماوقع مطلع شد و ابری را به شکل هرا به سراغ ایکسیون فرستاد. از نزدیکی ایکسیون و این ابر موجودی به اسم سانتاروس به دنیا آمد و از آمیزش او با اسب های کوه پلیون، تمام سنتورها به وجود آمدند.

گونه ای دیگر از سنتور ها در قبرس یاد شده اند که شاخ دارند

سنتور های مونث خیلی کم در داستان ها یاد شده اند.Hylonome یک سنتور مونث بود که پس از مرگ شوهرش در نبرد با Lapiths ها خودکشی کرد.

سنتور سناتور قنطورس مینیاتور

نبرد سنتور ها و لاپیتس ها(Lapiths)

در مراسم عروسی Hippodamia و Pirithous که پادشاه لاپیتس بود،سنتور ها هم دعوت شده بودند اما به دلیل وحشی بودن به آن ها شراب ندادن.سنتور ها هم عصبانی شدند و شروع به دزدیدن عروس و دیگر مهمان ها کردند.Eurytion سنتوری بود که سعی کرد عروس را بدزدد که گوش و دماغ او را بریدند.بقیه سنتور ها یا کشته شدند یا فرار کردند.می گویند که Thesues قهرمان و پادشاه آتن هم به انسان ها کمک کرد.

سه سنتور معروف در تاریخ

کیرون یا چیرون(Chiron)

کیرون معروف ترین سنتور در تاریخ بود.زیرا او بسیار دانا بود و حتی معلم بعضی از خدایان و دیگر شخصیت های معروف بود.او در جنگل زندگی می کرد.می گویند که بدن او کمتر مو داشت و پاهای جلویی آن شبیه پاهای انسان بود،درواقع بیشتر انسان مانند بود و شبیه انسان ها رفتار می کرد.اغلب یک لباس کوتاه و شنل می پوشید و همیشه یکسری شاخه با خود حمل می کرد که حیوانات شکار شده را با آن ها سیخ می کرد.او متمدن ترین سنتور بود.

کیرون در اسمایت

فولوس (Pholos)

فولوس دومین سنتور معروف تاریخ است.وقتی هرکول به شکار گراز غول پیکر رفته بود،فولوس هرکول را به غار خود دعوت کرد و به او غذا داد.آنها مشغول خوردن شراب بودند که هدیه Dionysos خدای شراب بود.دیگر سنتور ها با استشمام بوی شراب به آنجا کشیده شدند.پس از مست شدن سنتور ها از کنترل خارج شده و به هرکول حمله کردند.آنها رقیب هرکول نبودند و در این مبارزه هرکول به اشتباه و به طور تصادفی کیرون را با تیر سمی کشت(سم خون هایدرا).فولوس هم به دلیل مست بودن تیر سمی از دستش افتاد و به پایش خورد و جانش را از دست داد.

نسوس (Nessos)

نسوس سومین سنتور معروف تاریخ است.وقتی هرکول و همسر جدید او دایانیرا(Deianeira) میخواستند از رودخانه اِوِنوس رد شوند،نسوس پیشنهاد داد که دایانیرا را حمل کند و از میان آب بگذراند.در میان راه نسوس رفتار بدی داشت و دایانیرا را اذیت کرد به همین دلیل هرکول تیر سمی به سوی او شلیک کرد.وقتی نسوس در حال مردن بود،دایانیرا را فریب داد و به او گفت مقداری از خون او را بردارد و به عنوان معجون عشق در برابر هرکول استفاده کند.او این خون را به یک شنل آغشته کرد ،پس از پوشیدن آن هرکول دیوانه شد و دایانیرا از عذاب وجدان خودکشی کرد.هروکل بعد ها درمان و جاودانه شد و با الهه ی جوانی Hebe ازدواج کرد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
9 + 8 =


همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن