اساطیریونان

آرتمیس ( دیانا ) الهه شکار،حیات وحش و ماه در اساطیر یونان

آرتمیس

در اساطیر یونان باستان، آرتمیس یا دیانا ، الهه شکار،حیات وحش،حیوانات وحشی،ماه و نجابت و پاکدامنی است.
آرتمیس دختر زئوس و لتو و خواهر دوقلو آپولو است.او حامی و نگهبان دختران جوان است و مانند آتنا و هستیا قسم خورده است که باکره بماند و هیچوقت ازدواج نکند.
او یکی از بزرگ ترین و معروف ترین خدایان یونان بود که محترم شمرده می شد و معبد او یکی از هفت عجایب جهان باستان است.
نماد او تیر و کمان،تیردان و چاقوی شکار است.همچنین آهو و درخت سرو برای او بسیار مقدس بود.
الهه دیانا معادل رومی آرتمیس است.

آرتمیس
آرتمیس

لطفا در صفحات اجتماعی ما عضو شوید
اینستاگرام=monsterpedia.ir
کانال=@monsterpedia

تولد آرتمیس

نوشته های گوناگونی از تولد این خدابانو وجود دارد اما در همه ی آن ها او را دختر زئوس و لتو و خواهر دوقلو آپولو می دانند.
در حکایتی این گونه آمده است که هرا همسر زئوس به دلیل خیانت او،لتو را از به دنیا آوردن آرتمیس و آپولو در زمین یا هر جزیره ای منع کرد اما به هرحال او کودکان خود را در جزیره دلوس به دنیا آورد. طبق گفته هومر،جزیره ی تولد او اورتیگیا بود. برخی هم بر این باورند که او در جزیره پاکسیمادیا به دنیا آمد.همچنین در افسانه ها بحث سر این است که کدام یک از این دوقلو ها زودتر به دنیا آمدند.اکثر افسانه ها می گویند که آرتمیس ۱ روز زودتر به دنیا آمد و به مادرش در به دنیا آوردن برادرش کمک کرد.
به همین دلیل به او لقب خدای ماما و زایمان دادند.

دوران کودکی آرتمیس

هومر در اثر حماسی ایلیاد خود او را دختر بچه ای توصیف کرد که توسط هرا کتک می خورد و گریه کنان به دامان زئوس پدر خود می رفت.
در شعری دیگر از شاعر کالیماخوس،او را دختری توصیف می کنند که در کوه ها با شکار و تیراندازی خودش را سرگرم می کند.او زمانی که رو پای پدرش نشسته بود چندین آرزو کرد و از زئوس خواست تا آن هارا بر آورده کند:
۱- همیشه باکره و نجیب بماند
۲- از برادرش اسم های بیشتری داشته باشد
۳- تیر و کمان ساخته شده توسط سایکلاپس داشته باشد
۴- آورنده ی نور باشد
۵- تونیک بلند (تا زانو) برای شکار داشته باشد
۶- ۶۰ تا از فرزندان ۹ ساله خدای اقیانوس را برای سرود گروهی همراه خود داشته باشد
۷- ۲۰ دختر زیبا و حوری داشته باشد تا از سگ ها و تیر و کمانش در مواقع خواب مراقبت کنند
۸- فرمانروای همه ی کوه ها باشد.
۹- قدرت کمک به درد زایمان برای زنان باردار را داشته باشد.

در زمان رشد

او بر این باور بود که سرنوشت جوری نوشته شده است که او باید ماما و کمک زایمان باشد زیرا به مادرش در به دنیا آمدن برادر دوقلویش کمک کرده بود.تمامی همراهان این خدابانو باکره بودند و خودش نیز با دقت از باکرگی خود مراقبت می کرد.
او تمام خردسالی خود را در حال گشتن به دنبال ابزار شکار بود و به طور کلی میخواست شکارچی بهتری باشد.
او تیر و کمان خود را از جزیره لیپارا گرفت،جایی که هفائستوس و سایکلاپس ها کار می کردند.
همچنین او “پان” خدای جنگل را ملاقات کرد و از تو ۷ سگ ماده و ۶ سگ نر برای شکار گرفت. سپس او ۶ آهوی شاخ طلایی را به اسارت گرفت تا ارابه او را بکشند.
او اول تیراندازی را با درختان تمرین کرد سپس به شکار حیوانات وحشی پرداخت.

عاشقان آرتمیس

به عنوان یک باکره،او توجه خدایان و مردان زیادی را جلب کرد اما فقط اوریون همکار او در شکار توانست قلب او را بدست بیاورد که به طور اتفاقی توسط “گایا” یا خود آرتمیس کشته شد.

آلفئوس خدای رودخانه ها،عاشق او شد.اما می دانست نمی تواند دل او را بدست بیاورد به همین دلیل سعی کرد او را اسیر کند.
آرتمیس که از این موضوع خبر دار شد به هنگام گذشتن از کنار او،صورت خود را با گل پوشاند تا شناخته نشود.
برخی می گویند که آلفئوس سعی کرد به او تجاوز کند همانطور که به آرتوسا که یک نیمف بود تجاوز می کرد.
این الهه برای این دختر دلسوزی کرد،به همین علت او را به چشمه ای جاری در معبد خود تبدیل کرد تا از شر آلفئوس خلاص شود.


سیپرویتس پسری بود که که گویا آرتمیس را در هنگام حمام کردن دید یا سعی کرد به او تجاوز کند به هر حال این الهه برای مجازات او را به یک دختر تبدیل کرد.

همچنین او به فرزند یکی از تایتان ها شلیک کرد زیرا او به فکر تجاوز کردنش بود.

آرتمیس
آرتمیس

اکتائون

افسانه های مختلفی از اکتائون وجود دارد اما همه ی آن ها به این موضوع اشاره می کنند که او یک شکارچی قوی بود،که توسط آرتمیس تبدیل به گوزن شد و توسط سگ های خودش یا سگ های این الهه خورده شد زیرا میخواست به او تجاوز کند.
برخی می گویند که اکتائون همکار شکار او بود و او را لخت در حمام مقدسش دید و سعی کرد به او حمله کند.برخی دیگر بر این باورند که او به صورت اتفاقی آرتمیس را دید و چنین قصدی نداشت.

آدونیس مردی که عاشق افرودایت بود

آدونیس شکارچی بهتری در جهان بود و بسیار معروف بود به همین علت،آرتمیس گرازی وحشی برای کشتن او فرستاد.
در داستانی دیگر او برای انتقام آدونیس را کشت.زیرا افرودایت باعث مرگ هیپولوتس شد که مورد علاقه آرتمیس بود.
روایتی دیگر وجود دارد که می گوید این اریس خدای جنگ بود که آدونیس را کشت زیرا او با افرودایت بود.

آرتمیس
کشته شدن آدونیس

پسران دوقلو پوسایدن

پسران دوقلو پوسایدن در سن جوانی بسیار بزرگ و قوی هیکل شدند.آن ها شکارچیان ماهر و بسیار خشنی بودند و قابل کشته شدن نبودند مگر اینکه همدیگر را به قتل برسانند.
آن ها رجز خوانی کردند و گفتند به زودی به بهشت می رسند تا آرتمیس و هرا را بدزدند و همسران خود کنند.همه ی خدایان ترسیده بودند به جز آرتمیس که گویا آهویی را به سوی آن ها فرستاد یا خودش را تبدیل آهو کرد و بین آن دو برادر پرش بلندی کرد به گونه ای که نیزه های پرتابی آن دو به خودشات اصابت کرد.

نایوبی

نایوبی زنی بود که خودش را برتر از لتو می دانست زیرا او ۷ دختر و ۷ پسر به دنیا آورد و لتو فقط یکی از هرکدام داشت.(آپولو و آرتمیس)
آپولو پسران او و آرتمیس دختران او را به قتل رساندند.آن ها از تیر های سمی استفاده کردند. برخی از افسانه ها می گویند که یکی از پسران و دختران را زنده گذاشتند و وقتی نایوبی مرگ بقیه را دید خودش را کشت سپس جسد او و دو فرزند باقی مانده را تبدیل به سنگ کردند.

چیونی

چیونی دختری بود که هرمس و آپولو عاشق او شدند.به همین دلیل خودش را زیباتر از آرتمیس می دانست.آرتمیس از شنیدن این خشمگین شد و او را به قتل رساند و یا زبان او را از این بی عقلی برید. برخی می گویند که آپولو و هرمس از او مراقبت کردند.

اوئرا

اوئرا یک شکارچی باکره بود.او به باکرگی آرتمیس شک کرد و به تو تهمت زد.آرتمیس خشمگین شد و از نمسیس الهه انتقام خواست تا انتقامش را بگیرد.به همین علت نمسیس باعث شد دیونیسیوس به اوئرا تجاوز کند.
اوئرا بسیار خشمگین و به زنی قاتل تبدیل شد.او یکی از بچه های دو قلو خود را خورد و دیگری توسط آرتمیس نجات یافت.

جنگ تروجان

او تاثیر زیادی در این جنگ داشت.درواقع او سمت تروی هارا گرفت زیرا خودش و برادش توسط آن ها پرستیده می شدند.

عبادت

آرتمیس را به عنوان الهه ی جنگل ها و دشت ها و شکار می پرستیدند.
برخی از دختران به مدت یکسال به معبد او می رفتند تا به او خدمت کنند،به آن ها آرکتوی می گفتند به
معنای خرس کوچولو.
دلیل نامگذاری به این صورت بود که خرسی مقدس هرساله به شهر میامد تا مردم آن را سیر کنند اما در یکی از روز ها دختری خرس را تحریک کرد و باعث کشته شدن خودش شد،برخی می گویند خرس چشم های او را در آورد.به هر صورت برادران او این خرس را به قتل رساندند.آرتمیس هم بسیار عصبانی شد به همین علت این دختران باید یکسال به او خدمت می کردند.

همچنین او به عنوان الهه ی ماما و زایمان پرستیده می شد.به گونه ای که اگر زایمانی موفق بود به لطف او بود اما اگر جنینی می مرد آرتمیس را مقصر می دانستند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫۴ نظرها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
28 + 30 =


همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن