اساطیرایرانداستان ها

افسانه آل(چِله داشتن مادر و نوزاد)

افسانه آل

افسانه آل به موجودی خیالی شرور و  اهریمنی اشاره می کند که به زنان تازه زا و نوزادان آنان حمله کرده و باعث مرگ مادر و فرزند او می شود. آل ها معمولا به شکل زنانی نیرومند و گاهی به شکل پیرزنانی وحشت انگیز با دندان هایی آهنین و نیش هایی بیرون آمده و موهایی ژولیده و بینی از جنس خمیر یا گل سرخ رنگ توصیف شده اند که در صحرا و جنگل و هر مکان دورافتاده و بایر زندگی می کنند و شبگرد هستند و علاقه بسیار به رنگ قرمز دارند و این رنگ آنان را به سوی خود جلب می کند.

لطفا در صفحات اجتماعی ما عضو شوید
اینستاگرام=monsterpedia.ir
کانال=@monsterpedia

آل یک گونه از موجودات اهریمنی در باور مردمان قفقاز، ایران، آسیای میانه و بخش‌هایی از جنوب روسیه است. در باورهای سنتی، نقش آلها در تولید مثل انسانهاست به همین دلیل آن‌ها را اهریمن وضع حمل یا زایمان می‌دانند.

آلها در مناطق گوناگون دارای نام‌های مختلفی هستند مثلاً در ارمنستان به «آلک»، در میان کردها به «ئالو شەوە»، در افغانستان و تاجیکستان به «هال» یا «خال»، در کشورهای ترک‌زبان آسیای میانه به «آلباستی» یا «آلماستی» و در میان مردم کشمیر و بدخشان به «هالماستی» معروفند.

در فرهنگ بختیاریها هم وجود آلها با عبارات رایجی مانند «آل برده» و «الهی آل ببردت» به چشم می‌خورد.

در روایات ارمنی، آلها قلب و شش زن در حال زایمان، زن آبستن و زنی تازه زایمان کرده (زائو) را می‌دزدند وسبب مرگ او می‌شوند. آن‌ها همچنین با آسیب رساندن به جنین در زهدان مادر سبب سقط جنین می‌شوند. آلها نوزادان زیر چهل روز را دزدیده و اقدام به تعویض آن‌ها با بچه خود یا بچه جن می‌کنند. (مانند الفها در باورهای ژرمنی). آلها نیز مانند انسانها داری دو جنس زن و مرد هستند.

آل در ایران باستان به خصوص تهران هم رواج داشت و به اسم زائوترسان هم شناخته می شد.

باور خرافی بر این است که طی چل روز اول تولد نوزاد، اگر زائو تنها بماند، آل می تواند از راه دیوار خانه یا پشت بام وارد اتاق مادر شده و جگر او را درآورده و با خود ببرد. اگر آل بتواند جگر زن را به آب برساند یا از آب عبور کند، زائو بیمار شده و خواهدمرد. به باور خرافی برخی، آل ها گاهی جفت بچه را هم دزدیده و می خورند که در این صورت، نوزاد نیز جان خود را از دست می دهد.

برای جلوگیری از ورود این موجود افسانه ای به خانه ها و دفع اولین اقدامی که در خانه ها انجام می شد، جلوگیری از رسیدن آل به آب بوده است، چرا معقتد بودند اگر پای آل به آب برسد، دیگر نمی توان مانع مرگ نوزاد شد، به همین دلیل اگر حوضی در خانه بود قبل از هرکاری آن را از آب خالی می کردند. در اتاق و وسایل خواب و لباس مادر و نوزاد از رنگ قرمز استفاده نمی کردند و در مدت ۱۰ روز هرگز نام زائو را به زبان نمی آوردند و او را به نام مریم، عذرا یا مادر حضرت مسیح (ع) می نامیدند و تا سه روز به زن زائو آب نمی دادند.

همچنین از هنگام شروع درد زائو تا تولد نوزاد، مردی از خویشاوندان زن بر پشت بام رفته بر تشت مسی می کوفت و مرد دیگری اذان گفته و قرآن می خواند. به غیر از آنها استفاده از انواع دعاها و اوراد و ذکر بسم الله و قراردادن قرآن در کنار زائو و نوزاد، زدن سوزن و سنجاق به لباس نوزاد و مادر و استفاده از شمشیر و خنجر و چاقو و قیچی و چرخاندن آنان توسط ماما در بالای سر زائو و همچنین قراردادن سیر و پیاز و ذغال و دوده و سوخته باروت و کشیدن هفت خط با ذغال به اطراف بستر مادر و نوزاد و در اصطلاح حصار کشیدن از جمله اعمالی بوده که برای مبارزه با آن انجام می شده است. آل ها نمونه ای از موجودات افسانه ای خون آشام هستند که خون و جگر نوزادان را می خورند.

گستردگی و باورپذیری این افسانه بسیاری از محققین را بر آن داشته تا رد پای این شخصیت افسانه ای را در حقیقت و تاریخ جست وجو کنند. برخی از محققین، آل ها را در اصل همان زنان جنگاور اقوام سکایی و سارومات ها می دانند که به نام «آمازون ها» نیز شهرت دارند. این زنان که در آسیای صغیر و نواحی قفقاز پراکنده بودند، دارای نظامی زن سالار بودند که با شدت و خشونت بسیار در میان آنان حفظ می شد. آنان مردان را به اسارت گرفته و تنها برای تولیدمثل با آنها ازدواج می کردند و پس از آن، شوهر خود را به قتل می رساندند. نوزادان پسر هم سرنوشت شومی داشتند و تنها دختران زنده می ماندند.

این زنان گاهی برای دزدیدن نوزادان دختر به قبایل دیگر حمله می کردند و با قتل عام و خونریزی بسیار دختران را می دزدیدند و مطابق با باورهای خود پرورش می دادند. این اعمال و آداب و سنن خشن آنان باعث شده تا بسیاری آنان را دلیل اصلی شکل گیری افسانه آل بدانند. گذشته از دلایل تاریخی و داستانی شکل گیری افسانه آل، باید به ریشه های علمی آن بیشتر توجه داشت. در گذشته زایمان زنان در خانه ها و توسط زنانی محلی به نام«ماما» انجام می شد. در این زمان نه از مواد ضدعفونی کننده خبری بود، نه از اتاق و وسایل بهداشتی و استریل.

به همین دلیل بیشتر زنان پس از زایمان دچار تبی به نام «تب نفاس» می شدند. امروزه اگر زنی بعد وضع حمل دچار تب شود، بلافاصله مورد آزمایش و تحت درمان آنتی بیوتیک قرار می گیرد، اما در گذشته تعداد زنانی که از این تب جان سالم به در می بردند بسیار اندک بود.


این داستان ها و باور ها چه درست یا چه غلط،حتی امروزه هم در میان ما رواج دارند.من این احتمال رو میدم که همه ی افراد حتی یکبار که شده در طول زندگی خود موضوع چله داشتن زن یا نوزاد را شنیده اند.حتی امروزه هم اگر دقت کنید بالای سر نوزاد چاقو یا قرآن میگذارند و یا به پیراهن او سنجاق میزنن.نظر شما در این باره چیست؟اهرمین در کمین ما یا ربط دادن ضعیف بودن مادر و نوزاد در چهل روز به خرافات؟

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫۳ نظرها

  1. من چله نگه داشتنِ نوزاد رو خیلی شنیدم و توی فامیل و بچه ی خواهرِ خودمم دیدم که انجام دادن ؛ سنجاق و قرآن و چاقو رو هم انجام میدیم ؛ اینا خرافات نیست ؛ قرآن خوندن و آهن از ورودِ جِن یا همون آل جلوگیری میکنه . اسمِ جِن در قرآن هم اومده و خرافات نیست .
    اما آل الان نمیتونه نوزادان رو بدزده و بچه ی خودشو جای اون بزاره یا جگرشونو بخوره ، چون اونا بیشتر توی بیابونا و جنگلهای دور افتاده و به دور از انسانها زندگی میکنن . برای همینم مردمِ قدیم که توی جاهای دورافتاده زندگی میکردن از وجودِ آل و اجنه وحشت داشتند .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
10 + 21 =


همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن